تبلیغات
بانک اطلاعاتی مهندسی صنایع

  • مدیریت

با توجه به اینکه سایت های آپلود سنتر اکثرا ف ی ل ت ر  شده اند ، لذا عکس ها و بعضی از فایل های موجود دچار مشکل است ، با عرض پوزش از شما ، در اسرع وقت لینک ها را اصلاح خواهیم کرد.

-  چنانچه در دانلود مقالات ، جزوه ها و ... موجود با مشکلی مواجه شدید ، میتوانید از طریق فرم تماس با ما یا قسمت نظرات مربوط به همان مطلب ، درخواست لینک دانلود دیگر نمایید

تکنیک های طوفان فکری ( Brainstorming )

 

عنوان مقاله : تکنیک های طوفان فکری ( Brainstorming )

نویسنده :

گرد آوری و تنظیم : مانوئل ا.



طوفان فکری یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد و روشی است برای برانگیختن خلاقیت و تولید تعداد زیادی ایده در مورد یک مسأله.

برای مطالعه ی کامل این مقاله بروی ادامه مطلب کلیک نمایید ...


طوفان فکری ( Brainstorming ) یک روش برای برانگیختن خلاقیت در یک گروه است که برای تولید تعداد زیادی ایده در مورد یک مسأله به کار می‌رود.

طوفان فکری یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگی هایی منحصر به فرد است. در واقع بسیاری از تکنیک های دیگر منشعب از این روش است.

اسامی رایج دیگر برای طوفان فکری : سیال سازی ذهن، بارش فکری، بارش مغزی و طوفان مغزی

این روش توسط الکس اسبورن Alex Faickney Osborn در سال 19۳۰ معرفی و عمومی گردید.


قواعد طوفان فکری

اسبورن عنوان می دارد: «پیشنهاد ایجاد شده در ذهن یک فرد عادی در گروه ، 2 برابر پیشنهاد ایجاد شده در حالت انفرادی است.» در صورتی که قواعد و مقرّرات مشخصی برای جلسات طوفان فکری در نظر گرفته و رعایت گردد، این روش بسیار کار آمد تر خواهد شد. طوفان فکری بر دو اصل و چهار قاعده اساسی استوار است.

اصل اول مبتنی بر تنوّع نظرات است. تنوّع نظرات آن بخشی از مغز را که به خلاقیت مربوط است فعال تر میکند تا بر تفکر قضاوتی خود فائق آید. تفکر قضاوتی در واقع به معنی ارزیابی ها و نظرات تکمیلی نسبت به مطلبی مطرح شده است. بدین منظور بعد از جمع آوری تمامی پیشنهادات بررسی و ارزیابی آن ها صورت میگیرد.
اصل دوم - کمیت ، فزاینده کیفیت است. یعنی هر چه تعداد پیشنهادات بیشتر شود ، احتمال رسیدن به یک راه حل بهتر افزایش می یابد.

چهار قاعده اساسی طوفان فکری:

1- تمرکز بر کمیت (Focus on quantity)

هرچه تعداد ایده‌هایی که تولید می‌شوند بیش‌تر باشد، احتمال دست یافتن به یک راه‌حل اساسی و اثربخش بیش‌تر است و احتمال وجود پیشنهادات مفید و کارسازتر در بین آنها بیشتر میشود. موفّقیت اجرای روش طوفان فکری با تعداد پیشنهادات مطرح شده در جلسه رابطه مستقیم دارد. در این روش این گونه عنوان میشود که هر چه تعداد پیشنهاد بیشتر باشد، احتمال وجود طرح پیشنهاد کیفی بیشتر است.

2- اجتناب از انتقاد (No criticism)

اگر در مواجهه‌ی اولیه با یک ایده، به جای انتقاد از آن، به توسعه و بهبود آن فکر کنیم، یک جو مناسب برای تولید ایده‌های غیرمعمول فراهم می‌شود.
این مهمترین قاعده است و لازم است تمام اعضا به آن توّجه کرده و بررسی و ارزیابی پیشنهاد را به آخر جلسه موکول کنند. ضمن اینکه ملاحظه تبعیض آمیز پیشنهادات نیز ممنوع است.

3- استقبال از ایده‌های غیرمعمول (Unusual ideas are welcome)

ممکن است ایده‌های غیرمعمول رویکردهای جدیدی را به مسأله فراهم کنند و منجر به راه‌حل‌های به‌تری نسبت به ایده‌های معمول شوند.

این قاعده برای جرأت بخشیدن به شرکت کنندگان برای ارائه پیشنهاداتی است که به ذهن آنها خطور میکند . به عبارت دیگر در یک جلسه طوفان فکری تمام اعضا باید جسارت و شهامت اظهار نظر را پیدا کرده باشند و بدون آنکه ترسی از ارزیابی و بعضاً انتقاد مستقیم داشته باشند؛ بتوانند پیشنهاد و نظر خود را بیان کنند. هرچه پیشنهادات جسورانه تر باشد، نشان دهنده اجرای موفّق تر جلسه است.

4- ترکیب و بهبود ایده‌ها (Combine and improve ideas)

می‌توان با ترکیب دو ایده‌ی خوب، به ایده‌ای به‌تر رسید که از هر دو ایده‌ی قبلی کامل‌تر باشد.
رعایت این قواعد، منجر به هم‌افزایی در گروه می‌شود که نهایتاً باعث بروز خلاقیت در اعضای گروه می‌شود. بر این اساس، محدودیتی برای مطرح کردن ایده‌ها وجود نخواهد داشت و طی یک فرآیند طبیعی و بدون دخالت بیرونی، جمع مستمراً به ایده‌های بهتر دست خواهد یافت.
اعضا میتوانند علاوه بر ارائه پیشنهاد ، نسبت به بهبود پیشنهاد خود اقدام کنند.. روش طوفان فکری این امکان را به اعضا میدهد که پس از شنیدن پیشنهادات دیگران پیشنهاد اولیه بهبود داده شود. آنها همچنین میتوانند پیشنهاد خود را با چند پیشنهاد تلفیق کرده و پیشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند.

اهداف روش طوفان فکری : ایده سازی - ایده یابی – راه حل یابی


مراحل روش طوفان فکری :

1 ) خلاقیت و تولید اندیشه :

الف – آماده سازی اعضاء ( از قوانین )
ب – ارائه مسأله یا فعالیت ( در صورت لزوم اطلاعات جانبی نیز داده می شود که اعضاء با موضوع ، بیشتر درگیر شوند) .
ج - ارائه نظریات به صورت چرخشی و نوبتی
د - ثبت تمامی نظریات و اندیشه ها ( اعم از درست یا نادرست )

2 ) قضاوت و ارزشیابی :

در این مرحله نظریات و اندیشه ها پالایش و جمع بندی می گردد و نظریات مشابه و نامناسب حذف می گردند.
از مزایای اصلی‌ای که طرف‌داران این روش برای آن ذکر می‌کنند تقویت روحیه‌ی کار گروهی‌ست، و انتقاد عمده‌ای که به آن وارد می‌شود وقت‌گیر بودنش است.


ترکیب اعضای گروه طوفان فکری

در هر جلسه طوفان فکری لازم است افراد ذیل حضور داشته باشند: رئیس جلسه، دبیر جلسه و اعضای گروه.
رئیس جلسه، قواعد کاری و مسئله مورد بحث «مشکل» را مطرح میکند و ناظر بر حسن اجرای آنهاست.
دبیر، کار ثبت صورت جلسه را انجام میدهد. بهتر است دبیر نزدیک رئیس جلسه بنشیند، به طوری که بتواند نقش رابط غیر مستقیم بین رئیس جلسه و اعضا را ایفا کند. بهتر است پیشنهادات بطور گزارشی– نه کلمه به کلمه – یادداشت شوند.

اسبورن پیشنهاد میکند که از افرادی که دارای موقعیتهای شغلی یکسان هستند، برای همفکری، دعوت به عمل آید. ضمناً باید در نظر داشت چنانچه رئیس و مرئوس با هم در یک گروه باشند، اصل اظهار نظر آزاد و بیواسطه خدشه خواهد یافت مگر آن که برای آن قبلاً تدابیری اندیشیده شده باشد.

رویه برگزاری جلسات توفان فکری

یک گروه 6 تا 12 نفری از اعضا انتخاب می شوند "حتی الامکان از لحاظ رتبه اداری همسان باشند";
مشکل به روشنی تعریف شده ، و برای شرکت کنندگان توضیح کافی داده می شود;
حداقل یک هفته از طرح صورت مسئله گذشته باشد "یعنی دستور کار هر جلسه قبلا اعلام شده باشد";
بلافاصله پیش از جلسه اصلی توفان فکری ، برای اعضا، جلسه ای توجیهی برگزارمی شود;
با نوشتن صورت مسئله بر روی تخته سیاه به طوری که برای همه قابل خواندن باشد،جلسه توفان فکری شروع می شود;
رئیس جلسه 4 قاعده جلسه توفان فکری را متذکر می شود;
هریک از اعضا که مایل به ارائه پیشنهاد باشد دست خود را بالا می برد و در هر نوبت یک پیشنهاد را ارائه می دهد;
رئیس جلسه طی یادداشتی 2کلمه ای و کوتاه ، هریک از پیشنهادات را روی تخته سیاه می نویسد و در همین حال دبیر جلسه پیشنهاد را با جزئیات بیشتری ثبت می کند;
درصورت لزوم رئیس جلسه می تواند برای برانگیختن اذهان در ارائه پیشنهادات جدیدصورت مسئله یا پیشنهادات ارائه شده ، را مجددا طرح کند;
مدت زمان جلسه نباید از حد مجاز، که معمولا 60 دقیقه است تجاوز کند.

مزایا و معایب

با وجودی که روش طوفان فکری بسیار متداول و رایج است ، لیکن تاکنون به طورخاص ، درجهت روشن نمودن بهترین شرایط اجرای این روش ، تحقیقات کافی صورت نگرفته است . مزایای این روش عبارتند از :

1 - باتوجه به اصل هم افزایی یا سینرژی باعث می شود که خلاقیت گروهی موثرتر ازخلاقیت فردی عمل کند ;
2 - با این روش ، در مدت زمان نسبتا کوتاهی ، شمار زیادی پیشنهاد حاصل می شود ;

معایب و نقایص این روش عبارتند از :

1 - ممکن است ، ایجاد شرایط جهت اظهارنظر آزاد و بیواسطه دشوار باشد ;
2 - گروه معمولا تحت فشار اکثریت قرار گرفته و موجب می شود فرد با نظر اکثریت موافقت کند، حتی اگر قویا احساس کند که نظر اکثریت اشتباه است ;
3 - اکثر اوقات تمایل گروه بر حصول یک توافق است ، تا دستیابی به پیشنهادات متنوعی که به خوبی موردبررسی قرار گرفته باشند; درواقع این حرکت در حال حاضر بخاطرساختار جلسات ، به صورت عادت در آمده است .
4 - هنگام طوفان فکری ، اغلب افراد مواردی بدیهی یا ایده آل را پیشنهاد می کنند و این ازتلاش آنها برای بحث بیشتر و درنتیجه ارائه پیشنهادات خلاق می کاهد ;
5 - ماهیت تنوع گرای طوفان فکری ; خود به خود مسبب افزایش پیشنهادات می شود ولی اصلاح و پالایش ساختاری پیشنهادات را دربرندارد ;
6 - اگر گروه از یک رئیس جلسه خوب برخوردار نباشد ممکن است برخی از افرادجلسه را، به طور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند ;
7 - اجرای موفقیت آمیز این روش مستلزم شناخت قبلی افراد از مسئله است ;
8 - در این روش ، بهبود مرحله به مرحله "تدریجی " پیشنهادات کمتر مشاهده می شود ;
9 - گاهی اوقات این روش ، به مسائل نسبتا ساده و پیش پاافتاده محدود گشته و باعث می شود که روش ارائه شده ، برای حل مسائل کلی پیچیده و کارآیی کافی را نداشته باشد ;
10 - برای بعضی افراد، پیروی از قواعد این روش ، یا ارائه پیشنهادات متنوع مشکل است .

روشهای مشابه طوفان فکری به شرح زیرند :

تکنیک گروهی اسمی (Nominal group technique)

تکنیک گروه اسمی ، ابزار تشخیص سودمندی است . چرا که ابزاری ساختاری ، برای دستیابی به اتفاق نظر گروهی درباره ی موضوعی مشخص است . برای مثال ، دستور کار می تواند چنین باشد . موانع اصلی برای بهبود بهره وری در سازمان چه هستند ؟ لیست مرتب به دست آمده از موانع ، داده ی سودمندی برای گروه تشخیص خواهد بود .

فرآیند تصمیم گیری متشکل از پنج مرحله است:

اعضاء گروه در یک میز جمع می شوند و موضوع تصمیم گیری به صورت کتبی به هریک از اعضا داده می شود و آنها چگونگی حل مسئله را می نویسند؛
هریک از اعضا به نوبه، یک عقیده را به گروه ارائه می دهد؛ عقاید ثبت شده در گروه به بحث گـذارده مـی شود تا مفاهیم برای ارزیابی روشن تر و کامل تر شود؛
هر یک از اعضاء مستقلاً و مخفیانه عقاید را درجه بندی می کنند‍؛ ! تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را به دست آورده باشد.

تکنیک پاس کردن گروهی (Group passing technique )

در این تکنیک افراد گروه بطور دایره وار دور یک میز می نشینند و یک ایده روی کاغذی می نویسند و به فرد بعدی پاس می دهند تا اینکه افراد بعدی نیز ایده خود را با مشاهده ایدههای قبلی بنویسند تا این عمل تکرار می یابد تا اینکه مجدداً این کاغذ به همه افراد یکبار دیگر برگردد. این روش مدیریت ساده تری نسبت به طوفان فکری دارد چون در سکوت انجام می شود و فقط به نوشتن ایده ها اکتفا می شود.

روش نقشه کشی ایده های تیم (Team idea mapping method )

این روش در سازمانها مرسوم است. در این روش هیچ ایده ای رد نمی شود تا همه اعضاء در آن مشارکت فعالی داشته باشند. فرایند کاری با یک موضوع مشخص آغاز می شود. هر عضو یک طوفان فکری حول آن موضوع انجام می دهد. تمام ایده ها در یک نقشه ایده بزرگ ترکیب می شوند. در فاز مشارکت، اعضا ممکن است به یک درک مشترک برسند. در این مشارکت ممکن است ایده های جدیدی عنوان شود . آن ایده ها نیز به نقشه ایده ها اضافه می شوند. وقتی کلیه ایده ها جمع آوری شد، گروه برای اولویت بندی آنها اقدام می کنند.

روش افکارنویسی (Brainwriting )

در این روش از شرکت کنندگان خواسته می شود، تانظرات خود را در مدتی کوتاه به رشته تحریر درآورند.

روش تلفیقی (Trigger )

تلفیقی از افکارنویسی و توفان فکری نیز وجود دارد که به روشTRIGGER مشهوراست . این روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتورز ابداع کرد. در این روش شرکت کنندگان هرکدام شخصا فهرستی از کلمات مرتبط به مسئله را تهیه می کنند. مزیت این روش بر روش توفان فکری در این است که قابلیت بسط و گسترش پیشنهادات رادارد.

روش موفقیت آمیز اجزای مسئله (SIL )

Succesive Integeration of problem Elements
این روش به وسیله هلموت اشلیکسوپ از موسسه باتل ابداع گردید. در این روش عناصرجلسات آزاد و روابط اجباری بطور فزاینده ترکیب می شوند تا اینکه گروه به راه حل نهایی موردتوافق دست یابد. توفان فکری عبارت است از بیان تفکرهای متنوع ، درحالی که روش SIL کتبی بوده و تفکر "چه متنوع و چه مشابه " اصل است.

طوفان فکری الکترونیک (Electronic brainstorming )

طوفان فکری الکترونیک را می توان از طریق ایمیل انجام داد. مدیر یا تسهیل کننده سوالی را برای اعضای گروه می فرستد و آنها بطور منفرد ایده های خودشان را برای مدیر ارسال می کنند. مدیر نیز لیستی از ایده های اعضاء تهیه می کند و مجدداً برای آنها برای دریافت ایده های تکمیلی ارسال می کند .
طوفان فکری الکترونیکی بسیاری از مشکلات طوفان فکری معمولی مانند ارزیابی ایده ها بطور همزمان که مانع تولید ایده ها می شود را ندارد. یکی دیگر از محاسن طوفان فکری الکترونیکی آنست که ایده های ارائه شده را بدون تغییر به همان شکل اولیه خود می توان آرشیو کرد تا مورد ارزیابی آتی مورد استفاده قرار گیرند. در طوفان فکری الکترونیکی می توان از گروه بیشتری نسبت به طوفان فکری معمولی بهرمند شد.

تشابه تکنیک طوفان فکری با تمثیل فیل در تاریکی

داستان مشهوریه که مولوی در مثنوی آورده : چند نفر میخواستند در تاریکی فیلی را بشناسند و لی چون دیدنش ممکن نبود سعی کردن با دست زدن به فیل آنرا بشناسند….بعداً که شناخت ها شان را با هم مقایسه کردند ، هر کدام دیگری را تکذیب کرد….. اولی به خرطوم فیل دست کشید ؛ تصور کرد فیل ناودان است ! ... دومی به گوشش دست کشید و فیل را مانند بادبزن تصور کرد ! ... سومی به پاهاش دست کشید و فیل را ستونی انگاشت !...و چهارمی به دم فیل دست کشید و تصویری دیگر ساخت و هیچکدام نظر دیگری را قبول نداشت….در نهایت مولوی می گوید اگر شمعی در دستشان بود این اختلاف هم نبود.

پیل اندر خانه ای تاریک بود عرضه را آورده بودندش هنود
از برای دیدنش مردم بسی اندر ان ظلمت همی شد هر کسی
دیدنش چون با چشم ممکن نبود اندر آن تاریکی اش کف می بسود
آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودانست این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید ان بر او چون بادبیزن شد پدید
آن یکی را کف چو بر پایش بسود گفت شکل پیل دیدم چون عمود
همچنین هر یک به جزوی که رسید فهم آن می کرد هر جا می شنید
از نظر گه گفتشان شد مختلف ان یکی دالش لقب داد این الف
در کف هر کس اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی

تشابه این تمثیل با تکنیک طوفان فکری:

تکنیک طوفان فکری هم مانند تمثیل فیل در مثنوی مولوی است که هر کسی با نگاه خود و سواد و اطلاعات خود مسئله را می بیند و تفسیر می کند و اصرار بر نظر خودش دارد ،غافل از اینکه فقط خرطوم مسئله را دیده و در آخر همه به یک خرد جمعی و اتفاق نظر می رسند. به چند نکته از این تشابه به شرح ذیل می پردازیم:

1- در این تمثیل دامنه تعریف فیل درست به اندازه دامنه و نقاطی بود که کف دست لمس می کرد. مانند برداشت های جزیی هر فرد از گروه حل مسئله در تکنیک طوفان فکری که هر کدام یک بخشی از مسئله را بر اساس دانش و اطلاعات فردی خودشان متوجه می شوند و اظهار نظر می کنند.

2- تاریکی در داستان فیل مولوی مصداق ابهام و روشن نبودن صورت مسئله در ابتدای جلسه طوفان فکری است که هنوز ابعاد مسئله برای همگان معلوم نیست و بخاطر روشن شدن آن دور هم جمع شده اند تا با اعلام نظر هاشان ( با دست زدن به قسمت های مختلف این فیل، مسئله را با درک مشترک احساس نمایند.)

3- در تکنیک طوفان فکری استقبال از ایده‌های غیرمعمول و اجتناب از انتقاد از نظرات افراد جزو قاعده های اصلی این تکنیک است زیرا هر کس فقط یک قطعه از این پازل بزرگ را در دست دارد و تنها آنچه را که درک می کند، می بیند و هوشیارانه یا نا هوشیارانه!!. آنکه دست بر گوش فیل دارد اگر غیر بادبیزن بگوید خطا گفته است.آنکه بر پای فیل دست می کشد اگر غیر ستون ببیند خطا دیده است.

4- در این تمثیل افراد آنقدر در اتاق تاریک می مانند تا روز می شود و همه متوجه می شوند که آنها یک فیل را لمس کرده اند. روز نشانه روشن شدن مسئله و ابعاد آن است که بر اساس یک خرد جمعی در طوفان فکری حاصل می شود و از ترکیب و بهبود ایده‌ها که از قاعده های اصلی تکنیک طوفان فکری است بدست می آید.

5- یکی از دلایلی که هر گونه اضهار نظر حتی بظاهر مسخره در اینگونه جلسات آزاد است بخاطر این است که علیرغم اظهارنظر های متفاوت و بظاهر متناقض پر از درستی و صداقت در دید افراد وجود دارد که هرکس یک بعد از قضیه را می بیند و تنها گوشه ای از واقعیت مسئله را لمس می کند و این یک امر طبیعی است که تشابه ای بین خرطوم با گوش فیل وجود ندارد و ممکن است یک اظهار نظر برای فرد دیگری مسخره بنظر برسد البته این نقصان گریبانگیر بسیاری از مفاهیم کیفی است که باید آنر با درایت تحمل کرد تا مسئله کاملاً روشن شود.

داستان فیل در تاریکی را ثنایی بگونه دیگری بیان می کند بطوری که بجای خانه تاریک افرادی که فیل را لمس می کنند نابینا هستند و یک نفر به اظهار نظر های به ظاهر مسخره آنها که متفاوت بوده است گوش می دهد و از جمعبندی نظرات آنها متوجه می شود که آنها یک فیل را لمس کرده اند.

اخیراً برای این داستان شیرین و پرمعنی که نشانگر نوعی تفکر سیستمی است کتابی توسط خانم فرشته گل محمدی در دست چاپ است که بنده یکی از داوطلبان خرید این کتاب ارزنده هستم چنانچه شما هم مایل به خرید آن باشید می توانید به سایت ذیل مراجعه و برای خرید اقدام نمایید:

http://www.adinebook.com/gp/product/964369075X/481-1671348-8784760

یک تشبیه دیگر برای تکنیک طوفان فکری به چراغ راهنمایی :

می گویند روش کار با تکنیک طوفان فکری مانند عملکرد یک چراغ راهنمایی است که همیشه برای هر نوع ایده حتی ایده هایی که بنظر ساده و پیش پا افتاده و مسخره می باشند سبز است و حرکت و عبور خودرو ها (ارائه ایده ها) با سرعت مانعی ندارد .

در مرحله ارزیابی ایده ها چراغ احتیاط زرد را باید روشن کرد تا هر ایده ای را نپذریم و سرعت در این مرحله کند می شود .

چراغ قرمز موقعی روشن می شود تا فرصت بررسی و پذیرش ایده های مطلوب با فرصت و فراغت بیشتر میسر گرددو هر ایده ای مورد پذیرش قرار نمی گیرد و تعداد انکی از ایده های ارائه شده مورد پذیرش قرار می گیرند .
باید دقت کرد که هرگز چراغ زرد یا قرمز در اول جلسه طوفان فکری نباید روشن شود و الا سرعت ایده پردازی کم می شود و افراد راغب به ارائه ایده های خود نخواهند شد .

منبع : brainst.persianblog.ir

مقالات مرتبط :
- بررسی روش دلفی ( Delphi Technique ) برای تصمیم گیری
- نظریه حل مسئله به روش ابداعی ( TRIZ )