تبلیغات
بانک اطلاعاتی مهندسی صنایع

  • مدیریت

با توجه به اینکه سایت های آپلود سنتر اکثرا ف ی ل ت ر  شده اند ، لذا عکس ها و بعضی از فایل های موجود دچار مشکل است ، با عرض پوزش از شما ، در اسرع وقت لینک ها را اصلاح خواهیم کرد.

-  چنانچه در دانلود مقالات ، جزوه ها و ... موجود با مشکلی مواجه شدید ، میتوانید از طریق فرم تماس با ما یا قسمت نظرات مربوط به همان مطلب ، درخواست لینک دانلود دیگر نمایید

سیستم تولید انعطاف پذیر ( Flexible Manufacturing System )

 

عنوان مقاله : سیستم تولید انعطاف پذیر ( Flexible Manufacturing System )

نویسنده : دكتر سلیمان‌ ایران ‌زاده‌

گرد آوری و تنظیم : مانوئل ا.



‌‌این‌ مقاله‌ به ‌دنبال‌ آن‌ است‌ كه‌ بیان‌ كند تولید انعطاف‌پذیر و كاركرد آن‌ چیست‌ و چگونه‌ می‌توان‌ آن‌ را به‌ تمام‌ گوشه‌ و كنار جهان‌ برد و ...

برای مطالعه ی کامل این مقاله بروی ادامه مطلب کلیک نمایید ...


در پایان‌ قرن‌ بیستم‌ تولید انعطاف‌پذیر جای‌ خود را به‌ تولید انبوه‌ داده‌ است. در عصر كنونی‌ با تغییر شیوه‌های‌ تولید، چهره‌ زندگی‌ دگوگون‌ خواهد شد.
تولید انعطاف‌پذیر فلسفه‌ای‌ متفاوت‌ دارد كه‌ در آن‌ رابطه‌ بین‌ قیمت، تعداد، كیفیت‌ و سود برقرار می‌گردد كه‌ با تفكرات‌ گذشته‌ متفاوت‌ است.

گفته‌ می‌شود مشكل‌ كمبود زمین‌ یكی‌ از دلایل‌ شكل‌گیری‌ سیستم‌ تولید انعطاف‌پذیر است. توانایی‌ خلق‌ مزیت‌ نسبی‌ و رقابتی‌ در محیط‌ پویا و پرتحول‌ صنعت‌ امروزی‌ یك‌ ارزش‌ است.

تولید انعطاف‌پذیر سیاست‌ نسبتاً‌ جدیدی‌ است‌ كه‌ توسط‌ شركتهای‌ موفق‌ برای‌ توسعه‌ و افزایش‌ رقابت‌ به‌كار گرفته‌ می‌شود.
بااستفاده‌ از تولید انعطاف‌پذیر می‌توان‌ انواع‌ محصولات‌ متناسب‌ با نیاز مشتری‌ را تولید كرد.كارگران‌ تنها زمانی‌ به‌ تولید انعطاف‌پذیر پاسخ‌ می‌دهند كه‌ نوعی‌ حس‌ تعهد دوجانبه‌ موجود باشد.
‌این‌ نكته‌ قابل‌ انكار نیست‌ كه‌ در هیچ‌ قرنی‌ حجم‌ تغییرات‌ و سرعت‌ تحول‌ در تمام‌ زمینه‌های‌ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، و هنری‌ به‌شدت‌ این‌ قرن‌ نبوده‌ است.
در واقع‌ می‌توان‌ گفت‌ قرن‌ 20 قرنی‌ است‌ گسترده‌ بین‌ دوانقلاب، انقلابی‌ در آغاز قرن‌ و انقلابی‌ در پایان‌ آن. ‌انقلاب‌ آغازین‌ همانا ظهور تولید انبوه‌ و پایان‌گرفتن‌ تولید دستی‌ است‌ و انقلاب‌ پایانی‌ ظهور تولید انعطاف‌پذیر و خاتمه‌یافتن‌ عصر تولید انبوه‌ است. اكنون‌ جهان‌ در عصری‌ جدید به‌ سرمی‌برد، عصری‌ كه‌ در آن‌ دگرگونی‌ شیوه‌های‌ تولید محصولات‌ و ساخته‌های‌ بشر چهره‌ زندگی‌ را یكسره‌ دگرگون‌ خواهد كرد.

‌هنری‌ فورد و آلفرداسلون‌ مدیر جنرال‌موتورز معتقدند تولیدات‌ صنعتی‌ راه‌ را برای‌ ورود به‌ عصر تولید انبوه‌ هموار ساخت‌ و آی‌ جی‌ تویودا و تاای‌ چی‌او هنو در شركت‌ تویوتا پیشگام‌ تولید انعطاف‌پذیر شدند.

‌‌این‌ مقاله‌ به‌دنبال‌ آن‌ است‌ كه‌ بیان‌ كند تولید انعطاف‌پذیر و كاركرد آن‌ چیست‌ و چگونه‌ می‌توان‌ آن‌ را به‌ تمام‌ گوشه‌ و كنار جهان‌ برد، به‌گونه‌ای‌ كه‌ همگان‌ از آن‌ منتفع‌ شوند. تولید انعطاف‌پذیر چیست؟ شاید بهترین‌ راه‌ برای‌ تبیین‌ این‌ سیستم‌ مقایسه‌ آن‌ با تولید دستی‌ و تولید انبوه‌ است.

‌‌یك‌ تولیدگر دستی‌ از كارگران‌ بسیار ماهر و ابزارهای‌ ساده‌ اما انعطاف‌پذیر استفاده‌ می‌كند تا دقیقاً‌ آنچه‌ را كه‌ مشتری‌ می‌خواهد بسازد. در مجموع‌ مشخصات‌ تولید دستی‌ از این‌ قرار است:

- وجود نیروی‌ كاری‌ كه‌ در طراحی، ماشین‌ كاری‌ و اندازه‌كردن‌ مهارت‌ داشته‌ باشد؛

- وجود سازماندهی‌ غیرمتمركز؛

- به‌كارگیری‌ ماشین‌آلات‌ چندمنظوره؛

- حجم‌ بسیار پایین‌ تولید.


‌تولیدگر انبوه‌ در طراحی‌ محصولات‌ از متخصصان‌ استفاده‌ می‌كند اما این‌ محصولات‌ توسط‌ كارگران‌ نیمه‌ماهر و ماهر ساخته‌ می‌شود. این‌ محصولات‌ در حجم‌ بسیار تولید می‌شود. در این‌ سیستم‌ تولیدگر به‌منظور افزایش‌ كارایی‌ و كاهش‌ قیمت‌ از ایجاد هرنوع‌ نوآوری‌ جلوگیری‌ می‌كند و این‌ امر به‌دلیل‌ وجود روشهای‌ كاری‌ یكسان، محیط‌ كاری‌ را برای‌ كاركنان‌ ملال‌آور و فاقد روح‌ می‌گرداند.

‌در مقابل‌ تولید انعطاف‌پذیر مزایای‌ تولید دستی‌ و تولید انبوه‌ را با یكدیگر تلفیق‌ كرده‌ و از قیمت‌ بالای‌ اولی‌ و انعطاف‌ناپذیری‌ دومی‌ اجتناب‌ می‌كند. بنابراین‌ تولیدگر انعطاف‌پذیر برای‌ تولید محصولات‌ بسیار متنوع، افرادی‌ را از همه‌ سطوح‌ سازمانی‌ و با مهارتهای‌ مختلف‌ گردآورده‌ و به‌صورت‌ گروهی‌ به‌كار می‌گیرد، و نیز از ماشین‌آلاتی‌ استفاده‌ می‌كند كه‌ هم‌ به‌طور فزاینده‌ خودكار هستند و هم‌ بسیار انعطاف‌پذیر. در تولید انعطاف‌پذیر در مقایسه‌ با تولید انبوه، همه‌ چیز را به‌میزان‌ كمتر مورد استفاده‌ قرار می‌دهند. یعنی‌ نیروی‌ انسانی‌ موجود، فضای‌ لازم‌ برای‌ تولید، سرمایه‌ای‌ كه‌ صرف‌ ابزارآلات‌ می‌شود. نیروی‌ مهندسی‌ لازم‌ برای‌ به‌وجودآوردن‌ محصول‌ جدید و زمان‌ مورد نیاز برای‌ ساخت‌ محصول‌ جدید، همه‌ و همه‌ را به‌مراتب‌ تقلیل‌ می‌دهد. همچنین‌ میزان‌ موجودی‌ موردنیاز به‌ مقدار معتنابهی‌ كمتر می‌شود.

‌‌اساساً‌ تولید انعطاف‌پذیر فلسفه‌ای‌ متفاوت‌ دارد كه‌ در آن‌ رابطه‌ای‌ بین‌ قیمت، تعداد، كیفیت، سود برقرار می‌گردد، كه‌ با تفكرات‌ گذشته‌ متفاوت‌ است. طبق‌ نظر مدیران‌ سنتی‌ رابطه‌ زیر بین‌ سود، مقدار قیمت‌ و هزینه‌ وجود دارد:

R = سود  ، P = قیمت ، C = هزینه ، Q = تعداد

 P - C) Q = R)


‌به‌نظر مدیران، تعداد محصولات‌ فروخته‌ شده، قیمت‌ فروش‌ و هزینه‌ سه‌ عاملی‌ هستند كه‌ به‌طور مستقل‌ می‌توان‌ آنها را كنترل‌ كرد. در سیستم‌ تولید انبوه، مدیران‌ می‌خواستند با بالابردن‌ حجم‌ تولید، هزینه‌ها را كاهش‌ دهند. روش‌ تولید انعطاف‌پذیر، تفكر دیگری‌ است؛ برخلاف‌ تفكر تولید انبوه‌ كه‌ محصول‌ با كیفیت‌ را گرانتر می‌داند، تولید انعطاف‌پذیر بر این‌ اساس‌ كار می‌كنند كه‌ محصول‌ با كیفیت، لزوماً‌ با هزینه‌های‌ بالا تولید نمی‌شود.

‌ ‌در یك‌ تحقیق‌ كلارك‌ و فوجی‌ موتو در مورد شیوه‌های‌ تولید انبوه‌ و انعطاف‌پذیر به‌ چهار تفاوت‌ اصلی‌ بین‌ این‌ دو شیوه‌ تولید رسیدند. این‌ چهار تفاوت‌ عبارتند از:

1 - تفاوت‌ در شیوه‌ رهبری‌ 2 - كار گروهی‌ 3 - ارتباط‌ با دیگران‌ 4 - تكوین‌ همزمان.


در این‌ چهار مورد است‌ كه‌ اعمال‌ شیوه‌های‌ انعطاف‌پذیر به‌كار سرعت‌ می‌بخشد و از میزان‌ نیروی‌ كار می‌كاهد.

- رهبری‌ : تولیدكنندگان‌ انعطاف‌پذیر بدون‌ استثنا از نوعی‌ رهبری‌ به‌ نام‌ شوسا(SHUSA) كه‌ تویوتا پیشگام‌ آن‌ بود، استفاده‌ می‌كنند. شوسا به‌معنی‌ كارفرما است. او رهبر گروهی‌ است‌ كه‌ وظیفه‌اش‌ طراحی‌ و مهندسی‌ محصول‌ جدید و آماده‌كردن‌ برای‌ تولید است. در بهترین‌ شركتها مقام‌ شوسا دارای‌ قدرت‌ بسیاری‌ است‌ و چه‌ بسا این‌ مقام‌ بیشترین‌ انگیزه‌ را ایجاد می‌كند و كارمندان‌ در پی‌ موقعیتی‌ هستند كه‌ آنها را به‌ این‌ مقام‌ نزدیك‌ كند.

- كار گروهی: با بررسی‌ دومین‌ عنصر توسط‌ كلارك‌ و فوجی‌ موتو، یعنی‌ گروه‌ كاری‌ منسجم، مشكل‌ رهبری‌ آشكارتر شد. چنانكه‌ گفته‌ شد، شوسا گروه‌ كوچكی‌ را برای‌ اجرای‌ پروژه‌ تكوین‌ محصول، گرد می‌آورد. اعضای‌ این‌ گروه‌ همه‌ از بخشهای‌ اجرایی‌ شركت‌ هستند، نظیر بخشهای‌ ارزیابی‌ بازار، طراحی‌ محصول، طراحی‌ صنعتی، تكنولوژی‌ پیشرفته، طراحی‌ تفصیلی، مهندسی‌ تولید و عملیات‌ كارخانه، البته‌ افراد گروه‌ پیوند خود را با بخشهای‌ اجرایی‌ مربوطه‌ حفظ‌ می‌كنند. ولی‌ در طول‌ برنامه‌ آنها مشخصاً‌ تحت‌ فرمان‌ شوسا هستند. اینكه‌ آنها چگونه‌ در گروه‌ عمل‌ كنند، امری‌ كه‌ قضاوتش‌ با شوسا است، انتصاب‌ بعدی‌ آنها را تعیین‌ می‌كند كه‌ ممكن‌ است‌ در گروه‌ تكوین‌ دیگری‌ باشد.

- ارتباط‌ با یكدیگر: مسئله‌ دانش‌ مشترك‌ اعضای‌ سازمان‌ را با مشخصه‌ دیگری‌ از تولید انعطاف‌پذیر یعنی‌ ارتباط‌ با یكدیگر آشنا می‌كند. در این‌ سازمانها اعضای‌ گروه‌ رسماً‌ متعهد می‌شوند كه‌ دقیقاً‌ كاری‌ را انجام‌ دهند كه‌ همه‌ اعضای‌ گروه‌ بر سر آن‌ به‌ توافق‌ رسیده‌اند.

O تكوین‌ همزمان: با توجه‌ به‌ سه‌ مورد قبلی، به‌علت‌ تماس‌ مستقیم‌ و رو در رویی‌ افراد با یكدیگر، مراحل‌ كار به‌طور همزمان‌ و به‌ موازات‌ همدیگر انجام‌ می‌گیرد مثلاً‌ در شركتهای‌ خودرو كه‌ استراتژی‌ انعطاف‌پذیر را اعمال‌ می‌كنند تولید قالب‌ را همزمان‌ با طراحی‌ آغاز می‌كنند و...

‌ ‌در پی‌ تحقیق‌ دیگری‌ كه‌ توسط‌ رابرت‌ و تامپسون‌ انجام‌ گرفته‌ است، آنها بر این‌ اعتقاد هستند كه‌ اولین‌ گام‌ برای‌ تبدیل‌شدن‌ به‌ سازمان‌ انعطاف‌پذیر شناسایی‌ اتلاف‌ است. از دید تایچی‌ دراوهنو پایه‌گذار روش‌JIT ، اتلاف‌ چیزی‌ است‌ كه‌ باعث‌ ایجاد ارزش‌ در محصول‌ یا خدمت‌ نمی‌شود. ارزش‌ چیزی‌ است‌ كه‌ به‌ یك‌ مشتری‌ آگاه‌ انگیزه‌ می‌دهد تا برای‌ محصول‌ پول‌ بپردازد. بدین‌ترتیب‌ هر چیزی‌ كه‌ در فرایند وجود دارد و جلو ایجاد محصول‌ كامل‌ با زمان‌ تحویل‌ مناسب‌ را می‌گیرد. اتلاف‌ محسوب‌ می‌شود.

‌ ‌در استراتژی‌ تولید انعطاف‌پذیر با شناسایی‌ عوامل‌ اتلاف، مجموعه‌ای‌ از اهداف‌ بدون‌ اتلاف‌ را شناسایی‌ كرده‌ و برای‌ دستیابی‌ به‌ آنها برنامه‌ریزی‌ می‌شود. این‌ عوامل‌ عبارتند از:

َ‌ مشتری‌گرایی‌ (نارضایتی‌ مشتری‌ صفر)؛
َ‌ رهبری‌ (ناهماهنگی‌ صفر)؛
َ‌ سازماندهی‌ انعطاف‌پذیر (كاغذ بازی‌ صفر)؛
َ‌ مشاركت‌ (نارضایتی‌ صفر)؛
َ‌ معماری‌ اطلاعات‌ (اطلاعات‌ بی‌فایده‌ صفر)؛
َ‌ فرهنگ‌ بهبود (خلاقیت‌ از دست‌رفته‌ صفر)؛
َ‌ تولید انعطاف‌پذیر (كارهای‌ بدون‌ ارزش‌ افزوده‌ صفر)؛
َ‌ مدیریت‌ تجهیزات‌ انعطاف‌پذیر (خرابی‌ و نقص‌ صفر)؛
َ‌ مهندسی‌ انعطاف‌پذیر (فرصت‌ از دست‌ رفته‌ صفر).

‌در نهایت‌ استفاده‌ از نمودار رادار می‌تواند وضعیت‌ سازمانی‌ را ازلحاظ‌ دوری‌ یا نزدیكی‌ نسبت‌ به‌ هدف‌ اصلی، یعنی‌ سیستم‌ انعطاف‌پذیر بازگو كند. در مقیاس‌ موردنظر، عدد 5 بدترین‌ وضعیت‌ (حالت‌ تولید انبوه) را نشان‌ می‌دهد. نهایتاً‌ وقتی‌ به‌ هدف‌ اصلی‌ نزدیك‌ می‌شود كه‌ چندضلعی‌ در سطح‌ یك‌ قرار گیرد.

‌‌اساساً‌ پیشگام‌ تولید انعطاف‌پذیر شركت‌ تویوتا در ژاپن‌ است. بنابه‌گفته‌ نویسنده‌ كتاب‌ «ماشینی‌ كه‌ جهان‌ را دگرگون‌ كرد.» شركت‌ تویوتا به‌ یك‌ سیستم‌ تولیدی‌ نیاز داشت‌ كه‌ موجودی‌ اقلام‌ فراوان‌ نداشته‌ باشد. در سال‌ 1950 تولید سالانه‌ تویوتا به‌میزان‌ 2هزار و 685 دستگاه‌ خودرو بود. این‌ در حالی‌ بود كه‌ شركت‌ فورد تنها در یك‌ كارخانه‌اش‌ هرروز تعداد 7 هزار دستگاه‌ خودرو تولید می‌كرد.

‌‌برای‌ افزایش‌ میزان‌ تولید در شركت‌ تویوتا، فرایند تولید به‌ یك‌ دگرگونی‌ ژرف‌ نیاز داشت. این‌ دگرگونی‌ از طریق‌ شتابان‌ كردن‌ آهنگ‌ تولید ایجاد نشد. بلكه‌ باتوجه‌ به‌ مجموعه‌ای‌ از اقدامات‌ فنی‌ محقق‌ گردید. زیرا برای‌ ژاپنی‌ها امكان‌ ایجاد كارخانه‌های‌ گسترده‌ و پهناور وجود نداشت. چرا كه‌ آنها با مشكل‌ كمبود زمین‌ روبرو بودند و شاید این‌ یكی‌ از دلایل‌ شكل‌گیری‌ سیستم‌ تولید انعطاف‌پذیر بود. این‌ حقیقت‌ را تای‌ چی‌ او كانو سرمهندس‌ تویوتا در سال‌ 1950 هنگام‌ بازدیدش‌ از كارخانه‌ فورد واقع‌ در دیترویت‌ عیان‌ كرد. اما این‌ مهندس‌ زیرك‌ ژاپنی‌ به‌خوبی‌ آگاه‌ بود كه‌ با بهبود فرایند تولید آنها قادرند از گستردگی‌ واحدهای‌ تولید تا حد چشم‌گیری‌ جلوگیری‌ كنند. در این‌ مورد نویسنده‌ كتاب‌ «ماشینی‌ كه‌ جهان‌ را دگرگون‌ كرد» اعتقاد دارد، حتی‌ در دهه‌ 90 نیز كارخانه‌های‌ خودروسازی‌ شیوه‌های‌ سنتی‌ تولید انبوه‌ را به‌كار می‌گیرند. بنابراین‌ 20 درصد از فضا و وسعت‌ كارخانه‌ و 25 درصد از نیروی‌ كار صرف‌ شده‌ به‌علت‌ غلط‌ بودن‌ شیوه‌های‌ تولید به‌هدر می‌رود.

مزیت‌ رقابتی‌ تولید انعطاف‌پذیر

‌ ‌یكی‌ از ارزشهای‌ محیطی‌ در صحنه‌ رقابت‌ بین‌المللی، توانایی‌ خلق‌ مزیت‌ نسبی‌ و مزیت‌ رقابتی‌ در محیط‌ پویا و پرتحول‌ صنعت‌ امروزی‌ است. در این‌ رابطه‌ استفاده‌ از سیستم‌های‌ بهبودیافته‌ و منعطف‌ در محصولات‌ و فرآیند تولید مورد تاكید بوده‌ و برای‌ نائل‌شدن‌ بدان‌ توجه‌ مستمر به‌ كیفیت‌ و نیازهای‌ مشتریان‌ اجتناب‌ناپذیر است. بنابراین‌ برای‌ اینكه‌ سازمانها و به‌خصوص‌ شركتهای‌ صنعتی‌ بتوانند به‌ محیط‌ پویا و پیچیده‌ خود پاسخ‌ بدهند، باید قادر باشند كه‌ این‌ ارزشهای‌ محیطی‌ را وارد سازمان‌ كنند و با فراگیركردن‌ اجرای‌ مستمر، آن‌ را به‌صورت‌ یك‌ پیش‌ فرض‌ اساسی‌ و ارزش‌ درون‌ سازمانی‌ درآورند. به‌عبارتی‌ بهبود و نوآوری‌ و ایجاد انعطاف‌ در تولید كه‌ نوعی‌ تغییر استراتژیك‌ در یك‌ سازمان‌ است‌ را به‌عنوان‌ یك‌ ارزش‌ حیاتی‌ به‌صورت‌ نهادی‌ درآورند.

‌ ‌در گذشته‌ تكنولوژی‌ و دانش‌ فنی‌ در مورد طراحی‌ و تولید دو عامل‌ اصلی‌ در تعیین‌ توانایی‌ رقابت‌ شركتها به‌حساب‌ می‌آمدند. اما امروزه‌ نقش‌ تكنولوژی‌ ضعیف‌ گردیده‌ و موفقیت‌ به‌ معیارهای‌ اثربخشی‌ هزینه، نظیر كاهش‌ هزینه‌ امكانات، به‌روزكردن‌ تجهیزات‌ و نگهداری‌ نیروی‌ كار قوی‌ بستگی‌ دارد. توانایی‌ در تغییر و انجام‌ تولیدات‌ متنوع، سود قابل‌ توجهی‌ را برای‌ تولیدكنندگان‌ به‌همراه‌ خواهد داشت. شركتهایی‌ كه‌ تكنولوژی‌ تولید انعطاف‌پذیر را به‌ تكنولوژی‌ ساخت‌ سنتی‌ ترجیح‌ می‌دهند، بهتر و سریع‌تر می‌توانند در برابر تغییرات‌ بازار عكس‌العمل‌ نشان‌ دهند. در جلب‌ رضایت‌ مشتریان‌ موفق‌تر هستند و بدین‌ترتیب‌ از درصد بالای‌ سود برخوردار خواهند شد. تحقیقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ اتخاذ سیاستهای‌ درست‌ و به‌كارگیری‌ اصولی‌ تكنولوژی، تعیین‌كننده‌ توان‌ رقابتی‌ یك‌ سازمان‌ در آینده‌ است. سیاستی‌ كه‌ مبتنی‌ بر تكنولوژی‌ تولید انعطاف‌پذیر باشد سازمان‌ را قادر می‌سازد تا بهترین‌ موفقیت‌ را در عرصه‌ مبارزه‌ای‌ كه‌ پیش‌رو دارد برای‌ خود فراهم‌ كند. تولید انعطاف‌پذیر، سیاست‌ نسبتاً‌ جدیدی‌ است‌ كه‌ توسط‌ شركتهای‌ موفق‌ برای‌ توسعه‌ و افزایش‌ رقابت‌ در بازار رقابتی‌ به‌كار گرفته‌ می‌شود. یك‌ شركت‌ با به‌كارگیری‌ تولید انعطاف‌پذیر این‌ امكان‌ را فراهم‌ می‌كند كه‌ انواع‌ متنوعی‌ از محصولات‌ را متناسب‌ با نیاز مشتریان‌ تولید كند. خانم‌ وود (WOOD) تولید انعطاف‌پذیر را چنین‌ تعریف‌ كرده‌ است:

‌ ‌«دستیابی‌ به‌ تسهیلات‌ كلی‌ كه‌ نیازهای‌ بازار در حال‌ تغییر را، در حداقل‌ زمان‌ ممكن‌ از تاریخ‌ ارائه‌ سفارش‌ تا مرحله‌ فروش‌ كالا با به‌كارگیری‌ سرمایه‌ كم‌ برآورده‌ سازد.»

‌ ‌تولید انعطاف‌پذیر به‌ شركتها این‌ امكان‌ را می‌دهد كه‌ مراحل‌ تولید بین‌ تولید محصولات‌ متعدد را تغییر دهد. و به‌طور سریع‌ و موثر پاسخگوی‌ نیازهای‌ مشتریان‌ باشد. هرچند كه‌ به‌كارگیری‌ این‌ روش‌ در برخی‌ از صنایع‌ امكان‌پذیر نیست‌ ولی‌ عمده‌ شركتهای‌ موفق‌ از جمله‌ صنایع‌ اتومبیل‌سازی‌ نسبت‌ به‌ اجرای‌ آن‌ اقدام‌ كرده‌اند.

‌ ‌برای‌ مثال‌ سازندگان‌ اتومبیل‌ در آمریكا و ژاپن‌ كه‌ تغییر خط‌ تولید براساس‌ تولید انعطاف‌پذیر را دنبال‌ می‌كنند، آنها را قادر كرده‌ است‌ كه‌ طرح‌ها و خطوط‌ تولید را به‌سرعت‌ و با هزینه‌های‌ بسیار كم‌ و در كمترین‌ زمان‌ تغییر دهند، كیفیت‌ تولیدات‌ خود را افزایش‌ و هزینه‌های‌ تولید را كاهش‌ دهند. و آن‌ را با سلیقه‌های‌ مشتریان‌ سازش‌ دهند، تا بدین‌ترتیب‌ رضایت‌ آنان‌ را جلب‌ كنند. مثلاً‌ شركت‌ تویوتا درصدد است‌ كه‌ مدلهای‌ جدیدی‌ را به‌ خواست‌ و انتخاب‌ خود مشتری‌ از قبیل‌ نوع‌ رنگ‌ و سایر خصوصیات‌ در عرض‌ سه‌ روز تحویل‌ دهد. شركت‌ فورد نیز در زمینه‌ تغییر خط‌ تولید و به‌كارگیری‌ شیوه‌های‌ انعطاف‌پذیر و تجارب‌ ژاپنی‌ها در میان‌ شركتهای‌ آمریكایی‌ پیشرو به‌شمار می‌رود. فورد برنامه‌ تغییرات‌ و دگرگونی‌ در ابزار و امكانات‌ تولیدی‌ خود را در سراسر جهان‌ به‌اجرا گذاشت. در این‌ زمینه‌ 28 میلیارد دلار صرف‌ به‌كارگیری‌ اتوماسیون‌ در تولید شد. تعداد كارگران‌ شركت‌ فورد در سراسر جهان‌ از 506 هزارو 500 نفر به‌ 390 هزار كاهش‌ یافت. در یك‌ دوره‌ 9 ساله‌ تعداد روباتها در كارخانه‌های‌ فورد واقع‌ در آمریكای‌ شمالی‌ از 326 به‌ 1300 روبات‌ افزایش‌ یافت‌ و از این‌ طریق‌ 80 هزار كارگر ساعتی‌ و 16 هزار كارگر حقوق‌بگیر جای‌ خود را به‌ ماشین‌ها دادند. تعداد كارگران‌ ساعتی‌ به‌میزان‌ 47 درصد كاهش‌ یافت‌ و بهره‌وری‌ تا حد 57 درصد افزایش‌ پیدا كرد. (جدول‌ شماره‌ 2 - مقایسه‌ دو كارخانه‌ با دو روش‌ متفاوت)


‌ در استراتژی‌های‌ جدید، مدیران‌ نیاز به‌ طرز تفكر و اندیشه‌ نوینی‌ دارند و باید به‌ این‌ مسئله‌ آگاه‌ باشند، كه‌ وقتی‌ استراتژی‌ سازمان‌ مبتنی‌ بر تولید انعطاف‌پذیر گردید. اداره‌ آن‌ به‌طرز تفكر جدیدی‌ نیاز دارد. اساساً‌ اتخاذ این‌ نوع‌ استراتژی‌ تاثیر عمیقی‌ بر كلیه‌ ابعاد و زیرسیستم‌های‌ سازمان‌ می‌گذارد. از آنجایی‌ كه‌ تولیدكنندگانی‌ كه‌ تولید انعطاف‌پذیر را دنبال‌ می‌كنند در یك‌ محیط‌ پویا و رقابتی‌ عمل‌ می‌كنند، مدیران‌ باید روشهای‌ خلاقی‌ را برای‌ مدیریت‌ و هدایت‌ و كنترل‌ وظایف‌ گوناگون‌ اتخاذ كنند. تا بتوانند همگام‌ با تغییر و تحول‌ محیط‌ بیرونی‌ سازمان، محیط‌ درونی‌ سازمان‌ را با محیط‌ بیرونی‌ تطبیق‌ دهند و نسبت‌ به‌ نیازهای‌ متغیر محیط‌ بیرونی‌ و درونی‌ واكنش‌ كامل‌ نشان‌ دهند.

‌ تولید انعطاف‌پذیر می‌تواند تاثیر مهمی‌ روی‌ این‌ مسئله‌ كه‌ چگونه‌ باید سازمان‌ اداره‌ شود، داشته‌ باشد. شركتهایی‌ كه‌ سیستم‌های‌ تولید انعطاف‌پذیر را به‌كار می‌گیرند باید همكاری‌ و هماهنگی‌ وسیعی‌ را بین‌ واحدهای‌ مختلف‌ سازمان‌ ایجاد كنند، به‌طوری‌ كه‌ همه‌ واحدها در مورد محصولاتی‌ كه‌ تولید می‌شود و هم‌چنین‌ در مورد هریك‌ از ابعاد محصول‌ و تغییرات‌ لازم‌ در آن‌ اطلاعات‌ كامل‌ در اختیار داشته‌ باشند. در ساختار سازمانی‌ اینگونه‌ شركتها به‌همراه‌ هر فروشنده‌ یك‌ مهندس‌ اجرایی‌ به‌كار گرفته‌ می‌شود. این‌ تعداد در مورد شركتهایی‌ كه‌ تولید آنان‌ براساس‌ روش‌ انبوه‌ است‌ به‌ازای‌ هر 16 نفر یك‌ مهندس‌ اجرایی‌ می‌باشد. این‌ امر باعث‌ می‌شود كه‌ مهندسان‌ و فروشندگان‌ دست‌ در دست‌ هم‌ و به‌ همكاری‌ و همدلی‌ نسبت‌ به‌ تامین‌ نیازهای‌ مشتریان‌ تلاش‌ كنند.

‌ ‌یكی‌ از محققان‌ مشاهدات‌ خود را در مورد كارخانه‌ نابی‌ كه‌ استراتژی‌ تولید انعطاف‌پذیر را اتخاذ كرده‌ بدینگونه‌ ترسیم‌ می‌كند:

‌ ‌كارگران‌ خط‌ تولید در این‌ كارخانه‌ به‌صورت‌ گروهی‌ كار می‌كنند ویك‌ سیستم‌ اطلاع‌رسانی‌ ساده‌ اما گسترده‌ وجود دارد كه‌ به‌ هر كس‌ این‌ امكان‌ را می‌دهد تا سریعاً‌ به‌ مشكلات‌ پاسخ‌ دهد و بتواند وضعیت‌ كلی‌ كارخانه‌ را درك‌ كند.

‌ ‌در كارخانه‌ نابی‌ همه‌ اطلاعات‌ از قبیل‌ اهداف‌ روزانه‌ تولید، خودروهایی‌ كه‌ تا آن‌ وقت‌ روز تولید شده‌اند، خرابی‌ تجهیزات، كسری‌ كاركنان، نیاز به‌ اضافه‌كاری‌ و غیره‌ روی‌ تابلوهای‌ آن‌دُن‌ (ANDON) (نمایش‌ گرهای‌ الكترونیكی) نمایش‌ داده‌ می‌شوند، این‌ تابلوها از هر سكوی‌ كار قابل‌ رویت‌ است. بدین‌ صورت‌ هر زمان‌ در هر كجای‌ كارخانه‌ كه‌ مشكلی‌ روی‌ می‌دهد، هر كارگری‌ كه‌ بداند می‌تواند كمك‌ كند.

‌ ‌در واقع‌ قلب‌ كارخانه‌ نابی، همانا گروه‌ كار پویا است. ایجاد چنین‌ گروههای‌ كار آسانی‌ نیست. نخست‌ به‌ كارگران‌ گستره‌ متنوعی‌ از مهارتها را آموزش‌ می‌دهند. شغلها در گروهها، كاری‌ چنان‌ طراحی‌ شده‌ كه‌ وظایف‌ میان‌ كارگران‌ گردشی‌ است‌ و كارگران‌ براساس‌ آن‌ می‌توانند جای‌ خالی‌ یكدیگر را پر كنند. كارگران‌ در شركت‌ نابی‌ دارای‌ مهارتهای‌ متعددی‌ هستند از جمله‌ تعمیر ابزارآلات‌ ساده، كنترل‌ كیفیت، تمیزكاری، سفارش‌ مواد مورد نیاز، بنابراین‌ آنها تشویق‌ می‌شوند تا فعالانه‌ فكر كنند، به‌طوری‌ كه‌ پیش‌ از جدی‌شدن‌ مشكلات، راه‌حلهایی‌ برای‌ آنها بیندیشند.

‌ ‌طی‌ مطالعات‌ صورت‌ گرفته‌ كارخانجاتی‌ كه‌ تولید انعطاف‌پذیر را عمل‌ كرده‌اند آشكارا مشخص‌ شده‌ است‌ كه‌ كارگران‌ تنها زمانی‌ به‌ تولید انعطاف‌پذیر پاسخ‌ می‌دهند. كه‌ نوعی‌ حس‌ تعهد دو جانبه‌ موجود باشد.

رفتار با مشتری‌

‌ ‌هدف‌ یك‌ سازمان‌ موفق‌ اساساً‌ ایجاد و گسترش‌ یك‌ رابطه‌ درازمدت، محكم‌ و سودمند با مشتریان‌ از طریق‌ فراهم‌كردن‌ محصولاتی‌ با كیفیت‌ عالی‌ و ارائه‌ خدمات‌ موثر به‌ آنان‌ است.

‌ ‌شركتهایی‌ كه‌ براساس‌ استراتژی‌ تولید انعطاف‌پذیر عمل‌ می‌كنند نسبت‌ به‌ سایر شركتهای‌ دیگر محصولات‌ با كیفیت‌ بهتری‌ تولید می‌كنند. زیرا محصولات‌ آنها مطابق‌ با نیاز مشتری‌ است. از طرف‌ دیگر اساس‌ این‌ استراتژی‌ براین‌ طرز تفكر قرار گرفته‌ است‌ كه‌ تولید محصول‌ مشتری‌پسند نیاز به‌ ایجاد یك‌ رابطه‌ محكم‌ با مشتریان‌ است.

‌ ‌اغلب‌ این‌ شركتها رضایت‌ مشتریان‌ را به‌عنوان‌ شاخص‌ موفقیت‌ درنظر می‌گیرند. در اینگونه‌ شركتها ابتدا نیازهای‌ مشتریان‌ را مشخص‌ می‌كنند، سپس‌ كلیه‌ امكانات‌ و منابع‌ را جهت‌ تامین‌ این‌ نیازها فراهم‌ می‌كنند.

‌ ‌مطالعات‌ آلدن‌ هایاشی‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ سازندگان‌ تولید انبوه‌ بندرت‌ قادرند كه‌ در برابر نیازهای‌ متنوع‌ مشتریان‌ عكس‌العمل‌ نشان‌ دهند و اغلب‌ آنان‌ دارای‌ این‌ طرزتفكر هستند كه: «می‌خواهی‌ بخواه، نمی‌خواهی‌ نخواه.» اساساً‌ در اینگونه‌ تولیدات‌ روابط‌ بین‌ تولیدكننده‌ و مصرف‌كننده‌ یك‌ رابطه‌ زورمدارانه‌ است. به‌ این‌ مفهوم‌ كه‌ كارخانه‌ سعی‌ می‌كند برای‌ همواركردن‌ تولید، كالاهایشان‌ را به‌ مشتریان‌ تحمیل‌ كنند. و هیچگونه‌ تعهد درازمدتی‌ از سوی‌ طرفین‌ وجود ندارد و این‌ امر حس‌ بی‌اعتمادی‌ را به‌ حداكثر می‌رساند.

‌ ‌آلدن‌ هایاشی‌ در تولید انعطاف‌پذیر رفتار با مشتری‌ را باتوجه‌ به‌ سه‌ اصل‌ زیر بیان‌ می‌كند:

‌ ‌نخست‌ اینكه‌ سیستم‌ فروش‌ فعال‌ است‌ نه‌ منفعل‌ یعنی‌ به‌جای‌ اینكه‌ آنان‌ منتظر مشتری‌ باشند خود به‌سراغ‌ مشتریان‌ می‌روند.

‌ ‌دوم‌ اینكه‌ مشتری‌ در نظر تولیدكننده‌ انعطاف‌پذیر جزء تفكیك‌ناپذیر روند تولید است. سوم‌ اینكه‌ سیستم، انعطاف‌پذیر است‌ به‌این‌ مفهوم‌ كه‌ كل‌ سیستم‌ فروش‌ به‌اندازه‌ سه‌ هفته‌ موجودی‌ كالا دارد كه‌ تازه‌ بیشتر آن‌ قبلاً‌ فروخته‌ شده‌ است.

افزایش‌ توانایی‌ جهت‌ رقابت‌

‌ ‌اساساً‌ امروزه‌ نمی‌توان‌ تاثیر تكنولوژی‌ را بر روند تولید و بهبود آن‌ نادیده‌ گرفت. كاپن‌ و گلارز در یك‌ تحقیق‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند كه‌ بهبود و پیشرفت‌ تكنولوژی‌ نه‌تنها موجب‌ كوتاه‌شدن‌ چرخه‌ عمر محصول‌ می‌شود بلكه‌ موجب‌ تغییر در بخشهایی‌ از بازار نیز می‌گردد. چرخه‌ كوتاه‌ عمر محصولات‌ و افزایش‌ رقابت‌ بر اهمیت‌ سرعت‌ و تناسب‌ سازمانی‌ می‌افزاید. تولیدكنندگان‌ اگر تجهیزاتشان‌ را طوری‌ طراحی‌ كنند كه‌ نسبت‌ به‌ خطوط‌ و فرآیندهای‌ تولید تغییرپذیر و منعطف‌ باشند، موقعیت‌ بهتری‌ نسبت‌ به‌ رقبا در بازار كسب‌ خواهند كرد.

‌ ‌تولید انعطاف‌پذیر شركت‌ را قادر می‌سازد تا محصولات‌ متعدد و متنوع‌تری‌ را تولید كند. از طرف‌ دیگر، منعطف‌بودن‌ فرآیند تولید، باعث‌ گسترش‌ تغییرات‌ سریع‌ در طرحها و افزایش‌ نوآوری‌ در سازمان‌ می‌گردد. از آنجایی‌ كه‌ شركت‌ می‌تواند با آهنگ‌ مناسب‌ تولیداتش‌ را مطابق‌ با نیاز و خواست‌ بازار تغییر دهد. به‌سهولت‌ نیز می‌تواند در برابر رقبا و تغییر تقاضای‌ مشتریان‌ مقابله‌ كند.

‌ ‌كریج‌ گالبریس‌ و آلكس‌ دنوبل‌ براین‌ اعتقاد هستند: «وقتی‌ كه‌ فرآیند تولید براساس‌ تولید انعطاف‌پذیر طراحی‌ گردد از همان‌ امكانات‌ و تجهیزات‌ نیز می‌توان‌ برای‌ تولید محصولات‌ دیگر استفاده‌ كرد، بنابراین‌ محصولات‌ مشتری‌پسند در یك‌ طیف‌ وسیع‌ و به‌آسانی‌ ساخته‌ می‌شود.»

‌ ‌در دنیای‌ متحول‌ امروز هرگاه‌ شركتی‌ بتواند در عرضه‌ محصولی‌ كه‌ متناسب‌ با نیاز مشتریان‌ وبازار است‌ پیش‌ قدم‌ باشد، سود كلانی‌ را برای‌ سازمان‌ به‌ارمغان‌ خواهد آورد. تولید به‌روش‌ انعطاف‌پذیر، مدت‌ زمان‌ عرضه‌ محصول‌ به‌ بازار را كاهش‌ می‌دهد. ساكسینان‌ در تحقیقات‌ خود متوجه‌ این‌ نكته‌ شد كه‌ زمان‌ متوسط‌ عمر كالا برای‌ كارخانجاتی‌ كه‌ خطوط‌ تولید آنان‌ مجهز به‌ تكنولوژی‌ انعطاف‌پذیر است‌ 6 هفته‌ می‌باشد. این‌ مدت‌ برای‌ تولیدكنندگان‌ سنتی‌ و انبوه‌ كه‌ فرایند تولید آنان‌ تنها براساس‌ یك‌ محصول‌ طراحی‌ شده‌ 16 هفته‌ است. مضافاً‌ زمان‌ مونتاژ در تولید انعطاف‌پذیر به‌ 4 روز كاهش‌ یافته‌ اما این‌ مدت‌ برای‌ سایر سازندگان‌ دیگر 6 هفته‌ است. در مجموع‌ مدت‌ زمان‌ تولید محصول‌ و عرضه‌ آن‌ در تولید انعطاف‌پذیر به‌ 9 ماه‌ كاهش‌ پیدا كرده‌ است. در حالی‌ كه‌ این‌ مدت‌ برای‌ تولید انعطاف‌پذیر 2 سال‌ یا بیشتر است.

‌ ‌در زمینه‌ طراحی‌ و مهندسی‌ محصول‌ نیز، این‌ استراتژی‌ سازمان‌ را قادر می‌سازد، كه‌ با تغییر در برنامه‌ كامپیوتری، طرحهای‌ خود را ظرف‌ چندروز تغییر دهد. در حالی‌ كه‌ برای‌ سازمانهایی‌ كه‌ به‌طور سنتی‌ و انبوه‌ تولید می‌كنند این‌ امر مستلزم‌ ماهها وقت‌ است.

تعریف‌ جدید از سازمان‌

‌ ‌وقتی‌ از شركتهایی‌ كه‌ تولیداتشان‌ برمبنای‌ روش‌ انبوه‌ است، سئوال‌ شود: «شما چه‌ محصولاتی‌ را تولید می‌كنید.» بلافاصله‌ محصولات‌ خود را فهرست‌ می‌كنند. در حالی‌ كه‌ وقتی‌ از سازندگانی‌ كه‌ روش‌ تولید انعطاف‌پذیر را به‌كار می‌گیرند سئوال‌ شود: «شما چه‌ چیزی‌ را تولید می‌كنید.» پاسخ‌ می‌دهند: «هرچه‌ شما بخواهید.» امروزه‌ در بازاری‌ كه‌ شتابان‌ در حال‌ تغییر است. توانایی‌ تغییرات‌ سریع‌ در محصول‌ می‌تواند به‌عنوان‌ یك‌ سلاح‌ رقابتی‌ قوی‌ به‌شمار آید.

‌ ‌شركتهایی‌ كه‌ روش‌ تولید انعطاف‌پذیر را به‌كار می‌گیرند قادرند كه‌ افكار خود را بر روی‌ «روزنه‌های‌ فرصت‌ بازار» متمركز كنند. و به‌محض‌ اینكه‌ روزنه‌ها شروع‌ به‌ باز و بسته‌شدن‌ می‌كنند، به‌سرعت‌ می‌توانند طرحهایشان‌ را تغییر دهند و از فرصتهای‌ پیش‌آمده‌ به‌نحو مطلوب‌ استفاده‌ كنند. تولید انعطاف‌پذیر همراه‌ با بازاریابی‌ احتمال‌ این‌ خطر را كه‌ ممكن‌ است‌ شركت‌ محصولی‌ را تولید كند و خریداری‌ نداشته‌ باشد را كاهش‌ می‌دهد. اما سازندگانی‌ كه‌ به‌طور سنتی‌ تولید می‌كنند، اساساً‌ برای‌ تولید یك‌ كالا بااستاندارد مشخص‌ و به‌منظور افزایش‌ كارایی‌ و كاهش‌ قیمت‌ واحد كالا سازماندهی‌ شده‌اند. و این‌ خطر همواره‌ آنها را تهدید می‌كند كه‌ نتوانند به‌سرعت‌ در مقابل‌ تغییرات‌ عكس‌العمل‌ نشان‌ دهند. و این‌ باعث‌ می‌شود كه‌ فرصتهایی‌ كه‌ در بازار برای‌ آنها پیش‌ می‌آید از دست‌ بدهند. تجهیزات‌ و ماشین‌آلات‌ نیز در این‌ نوع‌ سازمانها تا مدت‌ زمانی‌ كه‌ عمر تجهیزات‌ اجازه‌ می‌دهد و یا تا مدت‌ زمانی‌ كه‌ مشتریان‌ مایل‌ به‌ خرید محصولات‌ باشند به‌ تولید ادامه‌ می‌دهند. اما در تولید به‌ روش‌ انعطاف‌پذیر سپری‌ در برابر تغییرات‌ محیطی‌ فراهم‌ می‌شود كه‌ اكثر شركتهای‌ سنتی‌ از آن‌ بی‌بهره‌ هستند.

آزادی‌ عمل‌ در قیمت‌گذاری‌


‌ ‌تولیدكنندگان‌ انعطاف‌پذیر ضمن‌ جلب‌ رضایت‌ مشتریان‌ سعی‌ می‌كنند كه‌ محصولات‌ را طبق‌ خواست‌ مشتری‌ و مناسب‌ با بازار تولید كنند. براین‌ اساس‌ آنها می‌توانند محصولات‌ خود را با قیمت‌ بهتر و بالاتر بفروشند تا بدین‌ ترتیب‌ مرزهای‌ سود بالاتر را حفظ‌ كنند. اما رقبایی‌ كه‌ به‌شیوه‌ انبوه‌ تولید می‌كنند بیشتر تحت‌ تاثیر بازار هستندو این‌ بازار و مشتری‌ است‌ كه‌ قیمت‌ را بر آنها تحمیل‌ می‌كند. اغلب‌ دیده‌ شده‌ است‌ كه‌ تولید كالاهای‌ مشتری‌پسند در محیطی‌ كه‌ از تكنولوژی‌ بالایی‌ برخوردار است‌ مشكل‌ و حتی‌ ممكن‌ است‌ فروش‌ نرود. در این‌ شرایط‌ تولیدكنندگانی‌ كه‌ استراتژی‌ انعطاف‌پذیر را اتخاذ كرده‌اند، می‌توانند با اتخاذ استراتژیهای‌ منعطف‌ و به‌موقع‌ از این‌ شرایط‌ جان‌ سالم‌ بدر ببرند.

‌ ‌اما تولیدكنندگان‌ انبوه‌ به‌علت‌ اصرار در حفظ‌ وضعیت‌ موجود دچار چالش‌ می‌گردند، كه‌ رهایی‌ از این‌ وضعیت‌ هزینه‌های‌ بسیار فراوان‌ را به‌ سازمان‌ آنها تحمیل‌ می‌كند. البته‌ استراتژی‌ تولید انعطاف‌پذیر خالی‌ از مشكل‌ نیست‌ و این‌ استراتژی‌ مانند سایر استراتژیهای‌ دیگر مشكلات‌ مربوط‌ به‌ خود را دارد. از جمله‌ تثبیت‌ قیمت‌ در بازار مستلزم‌ مذاكره‌ بین‌ فروشنده‌ و خریدار است‌ و تغییر در قیمت، زمان‌ بیشتر و توجه‌ بیشتر مدیران‌ را می‌طلبد. زیرا ممكن‌ است‌ كه‌ در هر معامله‌ای‌ قیمتها نیاز به‌ ارزیابی‌ مجدد داشته‌ باشد.

خط‌ سیر انتقال‌ كالا

‌ ‌از آنجا كه‌ تولیدكنندگان‌ انعطاف‌پذیر به‌ تكنولوژی‌ سطح‌ بالا مجهزند روابط‌ بسیار نزدیكی‌ با عرضه‌كنندگان‌ و مشتریان‌ برقرار می‌كنند تا بتوانند سریع‌ به‌ نیازهای‌ بازار در حال‌ تغییر پاسخ‌ دهند. تولیدكنندگان‌ انعطاف‌پذیر دست‌ به‌ تلاشهای‌ مشتركی‌ با عرضه‌كنندگان‌ ومشتریان‌ بی‌واسطه‌ می‌زنند. این‌ نوع‌ همكاریها به‌ آنها این‌ امكان‌ را می‌دهد كه‌ به‌آسانی‌ محصولاتی‌ را كه‌ كاربرد ویژه‌ دارند، توسعه‌ دهند. باوجود همكاری‌ وسیع، توانایی‌ تولیدكنندگان‌ انعطاف‌پذیر در تغییر سریع‌ محصول‌ اغلب‌ باعث‌ عدم‌ انطباق‌ خط‌ سیر كالا با عرضه‌كنندگان‌ مواد اولیه‌ و توزیع‌كنندگان‌ می‌شود.

‌ ‌تولیدكنندگانی‌ كه‌ تولید انعطاف‌پذیر را به‌كار می‌گیرند ممكن‌ است‌ نتوانند قراردادهای‌ طویل‌المدتی‌ برای‌ مواد اولیه‌ موردنیاز ببندند. اساساً‌ ممكن‌ است‌ بین‌ اهداف‌ تولیدكنندگان‌ كه‌ می‌خواهند قیمت‌ محصولات‌ را كاهش‌ دهند و توزیع‌كنندگانی‌ كه‌ می‌خواهند باایجاد قراردادهای‌ بلندمدت‌ به‌ سود بیشتر دست‌ یابند نوعی‌ تضاد و اختلاف‌ ایجاد كند.

‌ ‌توزیع‌كنندگانی‌ كه‌ محصولات‌ این‌گونه‌ تولیدكنندگان‌ را توزیع‌ می‌كنند، احتمال‌ دارد كه‌ مشكلات‌ زیادی‌ را تجربه‌ كنند، كار اصلی‌ توزیع‌كننده‌ این‌ است‌ كه‌ تولید را با عرضه‌ محصول‌ محدود به‌ آخرین‌ مصرف‌كننده‌ هدایت‌ كند. اگر توزیع‌كننده‌ای‌ قادر نباشد به‌آسانی‌ از یك‌ بازار به‌ بازار دیگر گریز بزند، موجودی‌ آن‌ به‌میزان‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ كاهش‌ می‌یابد

‌ ‌اتخاذ استراتژی‌ تولید انعطاف‌پذیر لازمه‌اش‌ روابط‌ جدیدی‌ در خط‌ سیر كالا است. تولیدكنندگان‌ در جستجوی‌ روابط‌ گسترده‌ و عمیقی‌ با عرضه‌كننده‌ هستند زیرا برای‌ توزیع‌ هر كالا مستلزم‌ یك‌ توزیع‌كننده‌ خاص‌ است. از طرف‌ دیگر توزیع‌كنندگان‌ نیز مایل‌ هستند كه‌ با ادامه‌ همكاری‌ از سود بیشتری‌ بهره‌مند گردند. در سیستم‌ تولید انبوه‌ توزیع‌كنندگان‌ كالا باانبوهی‌ از مشتریانی‌ مواجه‌اند كه‌ متقاضی‌ كالاهای‌ مشابه‌ هستند. این‌ امر موجب‌ كاهش‌ هزینه‌ و افزایش‌ سود می‌گردد. اما در چارچوب‌ جدید توزیع‌كننده‌ با تك‌تك‌ مشتریان‌ كه‌ متقاضی‌ كالاهای‌ متفاوتی‌ هستند باید روابط‌ نزدیك‌ و تنگاتنگ‌ برقرار كند. و لازمه‌ این‌ روابط‌ داشتن‌ كاركنان‌ بیشتری‌ است. و این‌ موضوع‌ باعث‌ می‌شود تا هزینه‌ تولیدكنندگان‌ انعطاف‌پذیر افزایش‌ یابد. به‌هرحال‌ ایجاد انعطاف‌پذیری‌ یك‌ توانایی‌ اساسی‌ برای‌ تولیدكنندگانی‌ است‌ كه‌ می‌خواهند سودمند باقی‌ بمانند.

روشهای‌ تبلیغاتی‌

‌ ‌تولیدكنندگانی‌ كه‌ روح‌ انعطاف‌پذیری‌ را عینیت‌ می‌بخشند نوآوری‌ و همسویی‌ در بازار را تمرین‌ می‌كنند. در این‌ نوع‌ استراتژی‌ تولیدكنندگان‌ متناسب‌ با نیاز مشتریان‌ كالایی‌ را تولید می‌كنند، سپس‌ به‌محض‌ تغییر در نیازها نسبت‌ به‌ تولید كالای‌ دیگر اقدام‌ می‌كنند. توانایی‌ تغییر در محصول‌ مستلزم‌ تغییر در عناصر تبلیغاتی‌ است. عناصر تبلیغاتی‌ برای‌ تولیدكنندگان‌ انبوه‌ نسبتاً‌ ساده‌ است‌ و برنامه‌های‌ تبلیغاتی‌ آنها بیشتر درصدد تبلیغ‌ شكل‌ محصول‌ است‌ كه‌ ماشین‌آلات‌ آنها برای‌ تولید آن‌ محصول‌ اختصاص‌ یافته‌ است. تولیدكنندگانی‌ كه‌ در چارچوب‌ استراتژی‌ انعطاف‌پذیر عمل‌ می‌كنند با پیچیدگیهای‌ خاص‌ در زمینه‌ تطبیق‌ عناصر تبلیغاتی‌ مواجه‌ نیستند.

‌ ‌تولیدكنندگان‌ انعطاف‌پذیر به‌جای‌ تبلیغ‌ ویژگیهای‌ خاص‌ محصول، بیشتر محور تبلیغات‌ خود را در جهت‌ حل‌ مشكلات‌ مشتریان‌ متمركز می‌كنند و برنامه‌های‌ تبلیغاتی‌ آنان‌ همسو با نیازهای‌ مشتریان‌ است. به‌عنوان‌ یك‌ مزیت‌ در تولید انعطاف‌پذیر می‌توان‌ اشاره‌ كرده‌ كه‌ با تغییر در تولید نیاز به‌ تجدید مجدد عناصر تبلیغاتی‌ نیست‌ و این‌ امر موجب‌ كاهش‌ هزینه‌ نیز می‌شود.

ماهیت‌ فعالیتهای‌ فروش‌

‌ ‌منعطف‌بودن‌ تولید، بر روی‌ پرسنل‌ فروش‌ و سایر فعالیتهای‌ فروش‌ تاثیر می‌گذارد. پرسنل‌ فروش‌ و مهندسان‌ اجرایی‌ برای‌ اینكه‌ بتوانند با تولیدات‌ و تقاضاهای‌ جدید همسو باشند نیاز به‌ آموزش‌ گسترده‌ و مداوم‌ دارند و باید خلاقانه‌تر عمل‌ كنند. هم‌چنین‌ كار خود را پرمخاطره‌تر بدانند. و نیز از دانش‌ و تجربه‌ كافی‌ برخوردار باشند، چرا كه‌ در تولید انعطاف‌پذیر هدف‌ این‌ است‌ كه‌ همه‌ افراد در هر رده‌ سازمانی‌ باید مسئولیت‌پذیر باشند.

‌ ‌در این‌ سیستم، پرسنل‌ فروش‌ باید ارتباط‌ تنگاتنگ‌ با مشتریان‌ برقرار كنند و بیشتر به‌ نظرات‌ آنان‌ و اینكه‌ آنها طالب‌ چه‌ كالایی‌ هستند، گوش‌ بدهند: اساساً‌ عامل‌ موفقیت‌ فروش‌ در این‌ سیستم‌ها براساس‌ سه‌ عامل‌ زیر است:

- فروشندگان‌ به‌ حرفهای‌ مشتریان‌ گوش‌ می‌دهند؛

- مطالبی‌ كه‌ مشتریان‌ می‌گویند در محصول‌ پیاده‌ می‌كنند؛

- ایجاد ایستگاههای‌ شنوایی: دائماً‌ به‌ نظرات‌ مشتریان‌ گوش‌ می‌دهند و آن‌ را منتقل‌ می‌كنند.

ایجاد ایستگاههای‌ شنوایی‌ یا گرفتن‌ نظرات‌ مشتری‌ به‌ یكی‌ از طریق‌ زیر انجام‌ می‌گیرد.

الف: توفان‌ مغزی؛ از مشتریان‌ خواسته‌ می‌شود كه‌ نظرات‌ خودشان‌ را در مورد محصول‌ بیان‌ كنند؛
ب: رفتن‌ به‌ محل‌ كار مشتری؛
ج: خدمات‌ بعد از فروش؛
د: آزمایشگاه‌ در محل‌ كارخانه؛
م: از طریق‌ پرسشنامه.

‌ ‌توماس‌ ورتوباTHOMAS WORTOBA اعتقاد دارد: «فروشندگان‌ در این‌ سیستم‌ باید اشخاصی‌ باشند كه‌ تركیب‌ ویژه‌ای‌ را خلق‌ كنند كه‌ مناسب‌ نیازهای‌ ویژه‌ هر خریدار باشد.» از آنجایی‌ كه‌ عامل‌ دانش‌ مستلزم‌ آموزش‌ مداوم‌ است. سازندگانی‌ كه‌ تولید انعطاف‌پذیر را به‌كار می‌گیرند باید پرسنل‌ فروش‌ را با روحیه‌ای‌ خلاق‌ پرورش‌ دهند. برقراری‌ حدود میزان‌ فروش‌ مستلزم‌ توجه‌ مدیریت‌ و ایجاد جو مناسب‌ برای‌ نوآوری‌ است. در این‌ سازمانها از اعضای‌ فروش‌ انتظار می‌رود كه‌ سهمیه‌های‌ واحد را برای‌ محصولاتی‌ كه‌ تولید شده‌اند فراهم‌ كنند و مدیران‌ فروش‌ سیستمی‌ را ایجادكنند كه‌ میزان‌ مشتری‌یابی‌ فروشندگان‌ و سودی‌ كه‌ آنها برای‌ شركت‌ فراهم‌ می‌كنند را ارزیابی‌ كنند.

اقدامات‌ و فعالیتهای‌ مدیران

‌ ‌به‌كارگیری‌ استراتژی‌ تولید انعطاف‌پذیر، درگیریها و مشغله‌های‌ وسیعی‌ را برای‌ مدیران‌ به‌همراه‌ دارد. نخست‌ اینكه‌ فعالیت‌ مدیران‌ در این‌ سیستم‌ كه‌ در آن‌ محصول، خط‌ سیر كالا و مشتریان‌ در حال‌ تغییر است، مستلزم‌ تلاش، مهارت، صبر و حوصله‌ زیادی‌ است، ثانیاً‌ تغییرات‌ مداوم‌ در فرایند تولید، تعیین‌ قیمت‌ مناسب، تطبیق‌ عناصر تبلیغاتی‌ و متوازن‌ ساختن‌ توزیع، كار پیچیده‌ و مشكلی‌ است. هم‌چنین‌ مدیران‌ باید در ارتباط‌ مستمر با فروشندگان‌ ومهندسان‌ اجرایی‌ باشند و به‌ آنها در ارتباط‌ با تغییراتی‌ كه‌ قرار است‌ در مورد محصول‌ داده‌ شود، آموزش‌ دهد، علی‌رغم‌ این‌ همه‌ مشكلات، اینگونه‌ شركتها در تحویل‌ كالاهایی‌ كه‌ مشتریان‌ در جستجوی‌ آن‌ هستند از رقبایشان‌ كه‌ در چارچوب‌ تولید انبوه‌ تولید می‌كنند، تواناترند و موفق‌تر عمل‌ می‌كنند و این‌ برقوت‌ قلبی‌ و اراده‌ و اعتمادبه‌نفس‌ مدیران‌ می‌افزاید.

‌ ‌علاوه‌بر اینها تولید انعطاف‌پذیر مستلزم‌ شركت‌ گسترده‌ و مشاركت‌ كلیه‌ كاركنان‌ است. مدیران‌ باید فضایی‌ را ایجاد كنند تا كاركنان‌ ترغیب‌ و تشویق‌ به‌ مشاركت‌ گردند.

منابع‌

1 - ایران‌زاده‌ - سلیمان‌ «مدیریت‌ در آینده» تبریز، ناشر گلباد، چاپ‌ اول‌ 1378.

2 - ایران‌زاده‌ - سلیمان‌ «مدیریت‌ فرهنگ‌ سازمان» تبریز، ناشر مولف، چاپ‌ اول‌ 1377.

3 - دراكر - پیتر «چالش‌های‌ مدیریت‌ در سده‌ 21» ترجمه‌ محمود طلوع، ناشر رسا، چاپ‌ اول‌ 1378.

4 - گیتس‌ - بیل‌ «راه‌ آینده» ترجمه‌ محمدعلی‌ آسوده، انتشارات‌ ستارگان‌ چاپ‌ اول‌ سال‌ 1376.

5 - ایران‌زاده‌ - سلیمان‌ «استراتژیهای‌ جدید تولید» تدبیر شماره‌ 57.

6 - ایران‌زاده‌ - سلیمان‌ «مدیریت‌ كیفیت‌ فراگیر و مهندسی‌ مجدد، استراتژی‌ تركیب» تدبیر، شماره‌ 91.

- سلیمان‌ ایران‌زاده، استادیار و عضو هیات‌ علمی‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامی‌ تبریز


مقالات مرتبط :
- کایزن ، تغییر در جهت بهبود و اصلاح
- سیستم کانبان چیست ؟
- تولید در كلاس جهانی
- سیستم تولید به هنگام ( Just-In-Time )